|
به نام آنکه تکيه بر نامش غروريست جاودانه |
|
عاشقانه |
تا حالا فکر کردی آرامش يعنی چی؟
يعنی اينکه هميشه ته دلت مطمئن باشی که
توي سينه کسی که دوستش داری
يه جای گرم داری حتي اگه اصلاً مال تو نشه...
+ نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 4:1 بعد از ظهر توسط علي |
ما که میترسیم از هجرت دوست کاش میدانستیم روزگاری که به هم نزدیکیم چه بهایی دارد کاش میدانستیم حس دلتنگی هر روز غروب چه دلیلی دارد
+ نوشته شده در شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 3:28 بعد از ظهر توسط علي |
کسی که باورت داره ، همیشه یک قدم جلوتر از کسیه که دوستت داره
+ نوشته شده در شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 3:24 بعد از ظهر توسط علي |
برای تو می نویسم برای تویی که تمام تنهاییم پراز یادتوست برای تویی که احساسم از آنِ وجود نازنین توست برای تویی که تمام هستی ام درعشق تو غرق شده برای تویی که هرلحظه دوریت برایم مثل یک قرن است برای تویی که سکوتت سخت ترین شکنجه من است برای تویی که عشقت معنای بودنم است برای تویی که غم هایت معنای سوختنم است دوستت دارم خوب من
+ نوشته شده در سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 11:39 بعد از ظهر توسط علي |
تقديم به تو که يادت در ذهنم و عشقت در قلبم و عطر مهربانيت در تمام وجودم است عزيزم محبت را در پاکي نگاهت و صداقت را در وجود مهربانت معني کردم وبدان که زيباترين لحظه هايم در کنار تو بودن است
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 0:24 قبل از ظهر توسط علي |
زندگی شوق رسیدن به همان فردایست
که نخواهد آمد
تو نه در دیروزی و نه در فردایی
ظرف امروز پر از بودن توست
زندگی را دریاب
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 0:18 قبل از ظهر توسط علي |
فریاد است
سرشار از سخنان ناگفته است
از حرکات ناکرده
اعتراف به عشق های نهان
و ببین که این بغض بی صدای من
اعتراف
به عشق همیشگی توست
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 10:21 بعد از ظهر توسط علي |
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 4:14 بعد از ظهر توسط علي |
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 4:7 بعد از ظهر توسط علي |
دنیا را عاشقانه به دنبال تو گشتم، عاقبت خسته و مایوس به در خانه ی خویش رسیدم، آه از آن لحظه ای که دیدم بر سر در خانه ام، نوشته بودی آمدم نبودی
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 4:1 بعد از ظهر توسط علي |
گر جفای روزگار تکه کند قلب مرا
روی هر تکه نویسم نام تو را
+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 0:41 قبل از ظهر توسط علي |
پلکهای مرطوب مرا باور کن… این باران نیست که می بارد… صدای خسته من است که از چشمانم بیرون می ریزد
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 0:1 قبل از ظهر توسط علي |
باید تو رو پیدا کنم شاید هنوز هم دیر نیست تو ساده دل کندی ولی تقدیر بی تقصیر نیست
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 11:15 بعد از ظهر توسط علي |
هیچ وقت نگفته اند که به زور باید لبخند زد بعضی وقتها باید تا نهایت آرامش گریست آنگاه تبسمی مهمان لبهایت میشود که زیباتر از رنگین کمان بعد از باران است
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 0:20 قبل از ظهر توسط علي |
خون که قرمزه رنگ عشقه اما اشک که بی رنگه درد عشقه
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 1:11 قبل از ظهر توسط علي |
نخواستم با غم بسازی نخواستم هیچی نگی نخواستم درد دلتو دیگه با هیچکی نگی آخه عشق اجبار نیست تو زندون من نمون حالا که فکر رفتنی ، دیگه از موندن نخون
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 2:50 بعد از ظهر توسط علي |
شبگردي ميکنم. اما صداي نفسهايت را از پشت هيچ پنجره و ديواري نميشنوم. آسوده بخواب نازنينم، شهر در امن و امان است تنها خانهي من است که در آتش ميسوزد
+ نوشته شده در جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 1:52 بعد از ظهر توسط علي |
چقدر دوست داشتم یك نفر از من می پرسید چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است چرا لبخندهایت آنقدر تلخ و بیرنگ است؟ اما افسوس كه هیچ كس نبود ... همیشه من بودم و من و تنهایی پر از خاطره ... آری با تو هستم! با تویی كه از كنارم گذشتی و حتی یك بار هم نپرسیدی چرا چشمهایم همیشه بارانی است
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 7:28 بعد از ظهر توسط علي |
اي غم ، تو که هستي از کجا مي آيي؟ هر دم به هواي دل ما مي آيي باز آي و قدم به روي چشمم بگذار چون اشک به چشمم آشنا مي آيي
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 0:6 قبل از ظهر توسط علي |
دلم تنگ است ، به خاطرات میروم به خاطرات با تو بودن،به لحظات در کنار تو بودن. دلم تنگ است به خاطرات میروم به دقایقی که با تو سپری کردم به هر ثانیه اش سرک میکشم. دلم تنگ است به خاطرات میروم به مسیری که با تو پیمودم به تمامیه رد پایت . هنوز دلم تنگ است ولی این بار در خاطرات هم باز به لحظه جدایی از تو میرسم این لحظه کاش هنوز همان لحظه اول بود
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 4:19 بعد از ظهر توسط علي |
| ||||||